تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧١ - آيات قرآنى
تا با استثناء از حكم آن خارج شده باشد.
و امّا انتقاد به مفهوم وصف:
اوّلا: قبول نداريم كه وصف مفهوم داشته باشد.
ثانيا: بفرض ثبوت مفهوم مىگوئيم وصف در موردى مفهوم دارد كه براى آن غير از مفهوم فائده ديگرى نباشد مثلا در مورد غالب وارد نشده باشد چ ه آنكه در چ نين فرضى چ ون غير از مفهوم فائده ديگر بر آن مترتب بوده و آن عبارت است از تنبيه نمودن بر غالبى بودن صفت لاجرم مفهوم از آن منتفى است و مورد بحث از همين قبيل مىباشد همانطوريكه وصف در آيه شريفه:
و ربائبكم اللّاتى فى حجوركم.
از اين باب محسوب مىشود.
از اين گ ذشته احتمال دارد كلمه « عن تراض» وصف براى « تجارة » نبوده بلكه خبر بعد از خبر باشد يعنى ضمير در « تكون » اسمش و « تجارة » خبر اوّل براى آن بوده و « عن تراض» خبر دوّم آن محسوب مىشود. البته اين احتمال در صورتى است كه « تجارة » را منصوب قرائت كنيم يعنى طبق قرائت نصب « عن تراض» خبر بعد از خبر بوده نه قيد براى « تجارة » اگرچه توصيف نكره و غالبى بودن آن مؤيد آن است كه « عن تجارة» قيد و صفت براى « تجارة » باشد و بهرصورت معناى آيه شريفه طبق احتمالى كه داده شد آنستكه:
مگر آنكه سبب اكل و تصرف تجارت بوده و از روى تراضى نيز صورت گ رفته باشد و پ رواضح است كه در بيع فضولى سببى كه موجب حلّيّت صرف و اكل مال مىباشد از روى تراضى انشاء و ايجاد شده.
از اين گ ذشته خطاب در آيه شريفه به ملاك اموال و صاحبان آنها مىباشد و بيع فضولى زمانى براى مالك تجارت محسوب مىشود كه آنرا اجازه نمايد و پ س از صدور اجازه بدون ترديد در حقش صادق است بگوئيم وى مرتكب تجارت ناشى از تراضى شده است.