تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٠ - مؤيد ديگر براى صحت بيع فضولى
مورد اين روايت عبدى است كه از مولايش اذن در تجارت داشته لذا بوى مالى داده شده كه با آن عبدى خريده و آن را آزاد نموده و سپس عبد آزاد شده را از طرف پ در صاحب مال به حجّ بفرستد.
عبد مأذون پ در خود را از مولايش خريده و آزادش كرده و بعدا او را به حجّ فرستاد و پ س از اين واقعه بين مولاى عبد مأذون و مولاى پ در او و ورثه دافع مال نزاع واقع شد و هركدام از ايشان ادّعاء نمودند كه عبد خريده شده با پ ول ايشان ابتياع گ رديده است و وقتى حكم آن را از حضرت ابو جعفر عليه السّلام پ رسيدند آن جناب فرمودند:
مملوك ( پ در عبد مأذون) به مولاى خودش برگردانده شده و همچون سابق رق و مملوك مىباشد و هركدام از دو طرف ديگر كه بعد از آن اقامه بيّنه نموده و شاهد بياورند كه با مال ايشان خريدارى شده البته رق و مملوك آنها محسوب مىشود ... تا آخر حديث.
مبناى استدلال به حديث مذكور جهت تأييد آوردن براى صحّت بيع فضولى
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
البته معلوم باشد كه مؤيّد بودن حديث مذكور براى صحّت بيع فضولى مبتنى است بر بيان ذيل: اگر اشتراء نمودن با عين مال ديگرى در تملك صاحب مال نسبت به مبيع كافى نمىبود ابدا نمىبايد ادّعاى اشتراء به مال و نيز اقامه شاهد بر آن در تملّك مبيع كافى باشد در حاليكه حديث مزبور آنرا كافى قرار داده است پ س از اين حديث مىتوان كشف نمود كه صرف با مال ديگرى متاعى را خريدن كافى است در اينكه مبيع به ملك صاحب مال در آيد اگرچه خودش توجّه نداشته باشد.