تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤ - مقاله برخى در فرق بين بيع و نكاح
چ ون تعيين و تمييز ايندو از يكديگر لازم است لاجرم معيّن نمودن زوجين واجب بوده و ايجاب و قبول بايد بر امر واحدى وارد شوند.
اشكالى كه باين بيان وارد است اينكه:
از شرح و توضيح مذكور استفاده ميشود كه در نكاح تعيين موجب و قابل و تمييزشان از يكديگر واجب است امّا اينكه در بيع اين معنا لازم نيست ابدا از آن استفاده نميشود پ س بايد بگوئيم:
بيان مذكور را بعنوان وجه فارق بين نكاح و بيع نميتوان پ ذيرفت.
قوله: مع انّ الظاهر انّ ما ذكرناه: اشاره است به اشكال دوّمى كه متوجه وجه اوّل است و حاصل آن اين است كه:
بيان مذكور مطّرد نبوده بلكه تنها در نكاح جارى است در حاليكه برخى ديگر از عقود همچون وقف نظير نكاح هستند و تعيين موجب و قابل در آنها و امتيازشان از يكديگر لازم است با اينكه بيان ياد شده در آنها جارى نميباشد.
قوله: و على الوجه الثانى: يعنى و يرد على الوجه الثانى و حاصل اين اشكال آن است: در بيان مزبور گ فته شد:
معناى « بعتك كذا بكذا» اين است كه بايع راضى است مخاطب مشترى مال باشد و چ ون عنوان « مشترى » بر هركدام از مالك و وكيل قابل اطلاق است لاجرم تعيين و تشخيص لازم نمىباشد.
در مقام ايراد و اشكال باين بيان مىگوئيم:
معناى « بعتك كذا بكذا» طبق تصريح برخى از محقّقين آنستكه بايع مالش را در مقابل عوض به مخاطب تمليك نموده پ س بعد از اداء عبارت مذكور مخاطب مالك مبيع مىگردد و پ رواضح است عنوان « مالك » بر ولىّ و وكيل و فضولى قابل اطلاق و انطباق نيست، بنابراين نميتوان بيان مزبور را بعنوان وجه فارق بين نكاحن و بيع پ ذيرفت.
قوله: هو قصد المخاطب: اضافه « قصد » به « المخاطب » از قبيل اضافه مصدر