تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
توريه، توريه را ترك كند و سند ما بر اين اجازه ظهور نصوص و فتاوى مىباشد كه قبلا به آن اشاره نموديم و به عبارت ديگر:
اگر شخصى را بر انجام فعلى اكراه و وادار نمودند در صورتى كه وى بتواند به فعلى از افعال يا به كلامى ديگر خود را از ورطه نجات دهد نميتوان او را مكره خواند چ نان چ ه با وجود چ نين قدرتى اگر فعل مكره عليه را انجام داد فعل انجام شده را فعل اكراهى نبايد خواند ولى اگر از انجام چ نين فعلى عاجز بود اگرچه بر توريه قادر باشد او را مكره و فعل مورد اكراه را كه انجام داده فعل مكره عليه مىخوانند زيرا شارع مقدس وى را ملزم به توريه نكرده بلكه باستناد به ظهور نصوصات وى را در ترك آن مجاز و مرخّص فرموده است و چ نان چ ه مكرر گ فتهايم بعيد است نصوص مزبوره را بر صورت عجز از توريه حمل كنيم مضافا باينكه اگر عج ٠ ز از توريه شرط مىبود قطعا در اين اخبار كه قسم به دروغ را در هنگام خوف و اكراه تجويز كردهاند به آن اشاره مىشد در حاليكه مىبينيم كوچكترين ايمائى به آن در آنها وارد نشده على الخصوص در روايتى كه قصّه عمّار و پ در و مادرش را نقل نموده، در اين خبر آمده است:
كفار اين سه را بر كفر و تبرى از دين اسلام اكراه و اجبار كردند، پ در و مادر عمار از آن امتناع نموده و كشته شدند ولى عمار ظاهرا اظهار كفر نمود و آنچه را كه كفار پ يشنهاد كرده بودند صورتا پ ذيرفت و خود را از مهلكه نجات داد و با حالتى گ ريان و پ ريشان محضر مبارك پ يامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشرف شد و حال خود و ابوينش را بازگو نمود، آيه شريفه ذيل نازل شد:
من كفر باللّه من بعد ايمانه الّا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان.
سپس حضرت به وى فرمودند:
اگر دوباره به آنها مبتلا شدى و تو را اكراه كردند تو نيز دوباره اظهار كفر بكن.
چ نان چ ه ملاحظه مىكنيم حضرت به عمار نفرمودند توريه بكن و وى را به