المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦١ - شرح احكام اقسام
مرفوع است تا مبتداء باشد به « ضالّون » داده شده بنابر اينكه « ضالّون » بدل بعض از كلّ محسوب مىگردد.
سپس شارح گويد:
در مستثناى مزبور يعنى مستثنائى كه متّصل بوده و در كلام غير موجب واقع شود نصب نيز جايز است.
مصنّف گفته است:
اعراب نصب در اينقسم از مستثنا عربى نيكو و پسنديده است.
ابن نحاس نحوى مىگويد:
هرمستثنائى كه در آن تبعيّت از مستثنا منه جايز است نصب نيز ممكن است ولى عكس آن صحيح نيست يعنى اينطور نيست كه در هرمستثنائى اگر نصب جايز بود تبعيّت نيز امكان داشته باشد.
پس از آن مصنّف در متن گويد:
آنچه منقطع است نصب بده ولى از قبيله بنى تميم نقل شده كه ابدال را در آن قائل هستند.
شارح گويد:
يعنى واجب است مستثناى منقطع را نصب داد مانند:
ما لهم به من علم الّا اتّباع الظّنّ.
( براى ايشان علم نيست مگر تبعيّت از گمان).
در اينمثال « اتّباع الظّنّ» مستثناى منقطع است زيرا از جنس « علم » نيست از اينرو طبق گفته مصنّف واجب النّصب است ولى بعقيده قبيله بنى تميم لازم است آنرا در اعراب تابع « علم » قرار داد و شاعر اين قبيله يعنى عامر بن حارث تميمى مىگويد:
|
و بلدة ليس لها انيس |
الا اليعافير و الّا العيس |
يعنى: و بسا شهرى كه اين صفت دارد نيست در آن انسگيرندهاى مگر گوساله گاوهاى وحشى و شتران سفيد مايل بسرخى.