المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٨ - عامل در مفعول فيه
است.
قوله: فانصبه بالواقع فيه: ضمير منصوبى در « انصبه » و ضمير مجرورى در « فيه » به مفعول فيه راجع است.
قوله: و هو المصدر: ضمير « هو » به الواقع فيه راجع است و مثالى كه عامل در مفعول فيه مصدر باشد همچون:
اعجبنى قيام زيد هنا (بعجب آورد من را ايستادن زيد در اينجا).
در اينمثال عامل در « هنا » قيام است كه مصدر مىباشد.
قوله: و مثله الفعل و الوصف: ضمير در « مثله » به مصدر راجع است و مثالى كه عامل در مفعول فيه فعل باشد همچون: هنا امكث كه گذشت.
و مثالى كه عامل در آن وصف باشد مانند: جائنى ضارب زيد امس (آمد نزد من زننده زيد در ديروز).
در اينمثال عامل در « امس » ضارب است كه وصف مىباشد.
قوله: مظهرا كان: ضمير در « كان » به الواقع فيه راجع است.
قوله: كما تقدّم: منظور هنا امكث ازمنا مىباشد.
قوله: و الّا: يعنى و ان لم يكن مظهرا.
قوله: فانوه: ضمير مفعولى به الواقع فيه راجع است.
متن: «٣٠٥»
|
و كلّ وقت قابل ذاك و ما |
يقبله بالمكان إلّا مبهما |
تجزيه و تركيب
واو: استيناف.
كلّ: مضاف، مبتداء.
وقت: مضاف اليه.
قابل: اسم فاعل، خبر.