المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٧ - عامل در مفعول فيه
نبوده در اصطلاح نحاة ظرف خوانده نشده بلكه مبتداء است و مرفوع مىباشد.
و نيز بخلاف وقت يا مكانى كه متضمّن اينكلمه بوده ولى اين تضمن و اشتمال مطّرد نبوده بلكه نادر باشد كه اصطلاحا بچنين منصوبى، منصوب على التّوسّع گويند مانند:
دخلت الدّار (در خانه داخل شدم).
شاهد در « الدّار » است كه در تقدير « فى الدّار» بوده يعنى متضمّن كلمه « فى » است ولى اين تضمّن مطّرد نمىباشد.
عامل در مفعول فيه
سپس مصنّف گويد:
مفعول فيه را بواسطه آنچه در آن واقع ميشود نصب بده در حاليكه ظاهر و آشكار باشد و اگر ظاهر نبود پس در تقدير قرارش بده.
شارح گويد:
مقصود اينستكه: عامل در مفعول فيه عبارتست از آنچه در آن واقع ميشود همچون مصدر و فعل و وصف منتهى گاهى اينكلمات در عبارت ظاهر و آشكار بوده چنانچه مثالش گذشت (مانند هنا امكث ازمنا كه عامل در « هنا » امكث مىباشد) و زمانى آشكار نبوده و مىبايد در نيّت فرضش كرد مانند اينكه كسى از ما بپرسد:
كم سرت (چه مقدار سير نمودى)؟.
و ما در جوابش بگوئيم: فرسخا (يك فرسخ).
يعنى: سرت فرسخا، پس عامل در نيّت است و آن « سرت » مىباشد.
قوله: فى اصطلاحنا: يعنى در اصطلاحا ما نحوىها.
قوله: بخلاف ما لم يتضمّنها: ضمير مؤنّث در « يتضمّنها » به « فى » راجع است.
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٢ ؛ ص٩٢٧
قوله: و هو المنصوب على التّوسّع: ضمير « هو » به المتضمّن بغير اطّراد راجع