المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٢ - مبحث تنازع
د: ضربت و ضربونى الزّيدين (زيدها را من زده و آنها نيز من را زدند).
در اينمثال ضربت فعل و فاعل بوده و طالب مفعول مىباشد و ضربنى فعل و مفعول مىباشد و طالب فاعل است لذا اوّلى را در « زيدين » عمل داده و دوّمى را در ضمير راجع بآن پس اوّلى عمل نصب كرده و دوّمى عمل رفع.
و مثال تنازع دو عامل كه دوّمى را در اسم عمل داده باشيم مانند:
الف: قاما وقعد اخواك (ايستادند و نشستند دو برادرت).
در اينمثال هردو عامل طالب رفع هستند لذا دوّمى را در اخواك عمل داده و آنرا فاعل فعل مزبور قرار داديم و اوّلى را در ضمير راجع بآن عمل داديم.
ب: رأيت و اكرمت ابويك (ديدم و اكرام كردم پدر و مادرت را).
در اينمثال هردو عامل طالب مفعول هستند لذا دوّمى را در « ابويك » عمل مىدهيم و اوّلى را در ضمير آنكه محذوف مىباشد.
ج: ضربانى و ضربت الزّيدين (زدند دو زيد مرا و من نيز آندو را زدم).
در اينمثال عامل اوّل فعل و مفعول بوده و دوّمى فعل و فاعل مىباشد از اينرو برسر « زيدين » با هم نزاع دارند اوّلى در آن بعنوان فاعليّت ميخواهد عمل كند و دوّمى بعنوان مفعوليّت، لذا دوّمى را در آن و اوّلى را در ضميرش عمل دادهايم.
د: ضربت و ضربنى الزّيدون (زدم زيدها را و آنها نيز من را زدند).
در اينمثال ضربت، فعل و فاعل بوده طالب مفعول است و ضربنى فعل و مفعول مىباشد و فاعل نياز دارد پس دوّمى را در « زيدون » عمل رفع داده تا آن فاعلش باشد و اوّلى را در ضمير « زيدون » عمل نصب داديم تا مفعولش باشد و آن ضمير محذوف است.
سپس شارح گويد:
آنچه راجع به دو عامل متنازع بيان نموديم نسبت به غير فعل تعجّب مىباشد امّا اگر دو فعل تعجّب با هم برسر يك معمول نزاع نمودند لازم است دوّمى را عمل داد و اينطور نيست كه اعمال هردو جائز باشد چنانچه مصنّف در