المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٥ - تعليق و الغاء در افعال قلوب
همچنين است تعلّم.
شارح گويد:
يعنى « تعلّم » نيز مانند هب تنها بصيغه امر هميشه استعمال مىشود.
مصنّف گويد:
و براى غير ماضى از ماسواى هب و تعلّم قرار بده آنچه را كه براى ماضى آنها دانسته شد.
شارح گويد:
مقصود از غير ماضى فعل مضارع و مثل آن (امر، نهى، جحد، اسم فاعل و اسم مفعول و ديگر مشتقّات) مىباشد و ضمير در « كلّما له» به ماضى راجع بوده و كلمه « زكن » بصيغه ماضى مجهول يعنى « علم » و مراد از « كلّما له» نصب به دو مفعولى است كه در اصل مبتداء و خبر بوده و نيز جواز تعليق و الغاء مىباشد.
قوله: و نحوه: يعنى و نحو المضارع.
قوله: من سوا هما: يعنى سوا هب و تعلّم.
قوله: من نصبه مفعولين: ضمير در « نصبه » به ماضى راجع است.
متن: «٢١١»
|
و جوّز الالغاء لا فى الابتداء |
و انو ضمير الشّأن او لام ابتداء. |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
جوّز: فعل امر حاضر، متعدّى، ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى.
الالغاء: مصدر، مفعول براى « جوّز ».
لا: حرف عاطف.