المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٠ - ششم از نواسخ ظن و نظائر آن
١٣- تعلّم در صورتيكه بمعناى اعلم بوده مانند آنچه در قول زيّان بن سيّار آمده:
|
تعلّم شفاء النّفس قهر عدوّها |
فبالغ بلطف فى التّحيّل و المكر |
يعنى: بدانكه شفاء يافتن نفس عبارتست از مقهور و هلاك شدن دشمنانش پس سعى بليغ كن با نرمى و لطف در حيله و مكر با دشمنان خود.
شاهد در « تعلّم » است كه ضمير مستتر در آن فاعلش بوده و « شفاء » مفعول اوّل و « قهر » مفعول دوّمش مىباشد.
نه تعلّم كه امر است از باب تفعّل يعنى از تعلم مشتقّ مىباشد.
مصنّف گويد:
و نيز نصب بده مبتداء و خبر را بواسطه افعالى كه همچون صيّر مىباشند.
شارح گويد:
١٤- افعالى كه مانند صيّر هستند و آنها عبارتند از:
صار، جعل (نه جعل بمعناى اعتقد يا خلق)، وهب، ردّ، ترك، تخذ و اتّخذ.
سپس در ذيل « ايضا بها انصب مبتدا و خبرا» مىگويد:
مانند: فجعلناه هباءا منثورا.
( پس قرار داديم آن را باطل و بيهوده).
شاهد در « جعلنا » است كه ضمير متكلّم مع الغير فاعلش بوده و ضمير منصوبى مفعول اوّل و « هباء » مفعول دوّمش مىباشد.
و مانند: وهبنى اللّه فداك ( خداوند مرا قربانى تو قرار دهد).
شاهد در « وهب » است كه « اللّه » فاعلش بوده و (ياء) مفعول اوّل و « فداك » مفعول دوّمش مىباشد.
و مثل آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
ودّ كثير من اهل الكتاب لو يردّونكم من بعد ايمانكم كفّارا حسدا.