المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٥ - مورد در نيت گرفتن ضمير شأن
كه بحسب ظاهر تركيب آن ممتنع است يعنى عامل كه « كان » باشد پهلوى معمول خبر كه نه ظرف بوده و نه جارّ و مجرور واقع گرديده در چنين موردى براى رفع امتناع و تصحيح كلام بايد ضمير شأن در « كان » منوىّ باشد تا بدينوسيله تركيب خللى نداشته باشد مانند قول شاعر: بما كان ايّاهم عطيّة عوّدا.
در اين مصراع بحسب ظاهر « ايّاهم » كه معمول خبر يعنى « عوّدا » است پهلوى « كان » قرار گرفته در حاليكه نه ظرف بوده و نه جارّ و مجرور و چنانچه گفته شد اين معنا ممتنع است و حال آنكه شعر از شخص فصيح انشاء شده لذا براى تصحيح آن مىگوئيم:
اسم « كان » ضمير شأنى است كه در آن مستتر بوده و « عطيّه » مبتدا و خبرش « عوّدا » است و « ايّاهم » مفعول « عوّدا » مىباشد و مجموع جمله خبر براى « كان » است.
مؤلّف گويد:
اين مصراع ابتداء بيت از قصيدهاى است كه فرزدق شاعر آنرا سروده و تمام بيت چنين مىباشد:
|
قنافذ هدّاجون حول بيوتهم |
بما كان ايّاهم عطيّة عوّدا |
يعنى قوم و طائفه جرير بن عطيّه خارپشتانى بوده كه بواسطه عادتى كه عطيّه يعنى پدر جرير ايشان را داده در اطراف خانههايشان بسيار ديده مىشود كه بطريق اضطراب و ارتعاش راه مىروند.
متن: «١٥٤»
|
و قد تزاد كان في حشو كما |
كان اصحّ علم من تقدّما |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
قد: بمعناى تقليل، از حروف مهمله.