المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٥ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
٢- جمه اسميّه منفى.
٣- جمله فعليّهاى كه مصدّر بمضارع منفى به لم باشد.
٤- جمله فعليّهاى كه مصدّر به ماضى مثبت بوده.
٥- جمله فعليّهاى كه مصدّر به ماضى منفى بوده مشروط باينكه مؤكّد ماقبل نباشد.
و بهرتقدير جمله حاليّه در موارد پنجگانه مذكور رابطش فقط واو مىباشد مانند:
١- جاء زيد و عمرو قائم (آمد زيد و حال آنكه عمرو ايستاده بود).
شاهد در جمله « و عمرو قائم» است كه جمله اسميّه مثبت بوده و رابطش « واو » است.
٢- جاء زيد و لم تطلع الشّمس (آمد زيد و حال آنكه خورشيد طلوع نكرده بود).
شاهد در جمله « و لم تطلع الشّمس» است كه جمله فعليّه است و ابتداء بمضارع منفى شده و رابطش « واو » مىباشد.
٣- جاء زيد و قد طلعت الشّمس (زيد آمد و حال آنكه خورشيد طلوع كرده بود).
شاهد در جمله « و قد طلعت الشّمس» است كه جمله فعليّه بوده و مصدّر است بماضى مثبت.
٤- جاء زيد و ما طلعت الشّمس (زيد آمد در حاليكه خورشيد طلوع نكرده بود).
شاهد در جمله « و ما طلعت الشّمس» است كه جمله فعليّه بوده و مصدّر است بماضى منفى.
سپس شارح گويد:
شرط جمله حاليّهاى كه مصدّر بماضى مثبت متصرّف خالى از ضمير مىباشد اينستكه با كلمه « قد » بايد مقرون و همراه باشد اعمّ از آنكه « قد »