المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١٢ - اقسام حال
آنكه تقدير مثال: تعلّم الحساب مبوبا، مىباشد.
و نيز مانند: ادخلوا رجلا رجلا (داخل شويد يكى، يكى).
در اينمثال « رجلا رجلا» حال جامد است و چون برترتيب دلالت داشته و بمشتقّ تأويل برده مىشود فراوان مىباشد.
و بايد توجّه داشت اگر جامد را نتوان بمشتقّ تأويل برد وجودش در كلام اهل لسان قليل و كمياب مىباشد و آن در جائى است كه حال جامد موصوف قرار گرفته باشد مانند: فتمثّل لها بشرا سويّا.
يا برعدد دلالت كند مانند:
فتمّ ميقات ربّه اربعين ليلة.
( پس باتمام رساند وقت عبادت پروردگارش را در حاليكه آن چهل شب بود).
شاهد در « اربعين ليلة» است كه حال جامده مىباشد.
و يا حال را براى تفضيل دادن آورده باشند مانند:
هذا بسرا اطيب منه رطبا.
( اين در حاليكه بسر است پاكيزهتر است از آن در حاليكه رطب باشد).
شاهد در « بسرا » و « رطبا » مىباشد كه يكى مفضّل و ديگرى مفضّل عليه بوده و بهرتقدير چون هردو در مقام تفضيل آورده شدهاند حال جامدى بوده كه در كلام كمياب مىباشند.
و يا حال نوعى براى صاحبش باشد مانند:
هذا مالك ذهبا (اين است ثروت و مال تو در حاليكه طلا مىباشد).
شاهد در « ذهبا » است كه نوعى از مال مىباشد لذا حال جامدى است كه وقوعش در كلام قليل مىباشد.
و يا حال فرع براى صاحبش باشد مانند:
هذا حديدك خاتما. (اينست حديد تو در حاليكه انگشترى است).
در اينمثال « خاتم » فرع و « حديد » اصل مىباشد، لذا حال جامد و