المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٢ - حكم مستثنا به ليس و خلا و عدا و لا يكون
شارح گويد:
مقصود اينستكه:
اگر « خلا » و « عدا » بعد از « ما » واقع شوند يعنى « ما خلا» و « ما عدا» استعمال گردند با آندو حتما مستثنا را نصب بايد داد زيرا ايندو فعل مىباشند بدليل آنكه « ما » مصدريّه است و ماء مصدريّه ابدا برغير جمله فعليّه داخل نميشود.
امّا « ما خلا» مانند آنچه در قول لبيد بن ربيعه عامرى آمده:
|
الا كلّ شيئ ما خلا اللّه باطل |
و كلّ نعيم لا محالة زائل |
يعنى: آگاه باش هرچيزى غير خداوند باطل بوده و هرنعمتى قطعا و حتما ازبينرفتنى است.
شاهد در « ما خلا» است كه به « اللّه » نصب داده است.
و امّا « ما عدا» مانند آنچه در قول شاعر آمده است:
|
يملّ النّدامى ما عدانى لانّنى |
بكلّ الّذى يهوى نديمى مولع |
يعنى: تمام نديمان و همبادههاى من در شرب خمر ملول ميشوند مگر من كه ملالى عارضم نميشود زيرا من بآنچه رفقايم ميل و شائق هستند حريص مىباشم.
شاهد در « ما عدا» است كه ياء متكلّم وحده را نصب داده است.
سپس شارح گويد:
و همانطورى كه مصنّف گفته است مجرور شدن مستثنا به « ما عدا» و « ما خلا» گاهى وارد شده است و اين جرّ را اخفش و جرمى و ربعى حكايت كردهاند و بايد توجّه داشت در اينفرض بايد كلمه « ماء » را زائده دانست نه مصدريّه.
قوله: على انّه خبرها: ضمير در « انّه » به مستثنا راجع بوده و در « خبرها » به ليس برمىگردد.
قوله: بعد، لا، كذا: يعنى مستثنا بعد از « لا يكون» همچون بعد از « ليس »