المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣١ - عامل در مفعول فيه
شارح گويد:
ظرف زمان چه مبهم بوده و چه مختصّ باشد نصب را پذيرفته و مفعول فيه واقع ميشود.
مثال ظرف زمان مبهم همچون: رأيت زيدا حين جلس ابوه (يزد را در وقتيكه پدرش نشسته ديدم).
شاهد در « حين » است كه ظرف زمان مبهم بوده و بنابر مفعول فيه بودن منصوب شده است.
مثال ظرف زمان مختصّ نظير:
رأيت زيدا يوم الجمعة (زيد را در روز جمعه ديدم).
شاهد در « يوم الجمعه» است كه ظرف زمان مختصّ بوده و بنابر مفعول فيه بودن منصوب گرديده.
مصنّف در كتاب « نكت » كه شرح برمقدّمه ابن حاجب است گفته:
دو كلمه « مذ » و « منذ » از اينحكم مستثنى بوده و نصب را قبول نمىكنند.
و بهرتقدير در مفعول فيه زمانى هيچ شرطى وجود نداشته بلكه مطلقا نصب را مىپذيرد ولى ظرف مكان در صورتى كه مبهم باشد مفعول فيه واقع شده و نصب را مىپذيرد.
و مقصود از ظرف مكان مبهم، ظرفى است كه در بيان صورت و هيئت مسمّايش محتاج به غير بوده و خود بتنهائى كافى نباشد مانند جهات ششگانه يعنى:
فوق (بالا)، تحت (پائين)، خلف (پشت)، امام (جلو)، يمين (راست)، يسار (چپ) و آنچه شبيه باينهاست همچون: جانب و ناحيه.
و نيز مانند:
مقادير همچون: ميل و فرسخ و بريد.
و اگر مبهم نبود از مادّه فعل خود مىتوان آنرا ساخت و مفعول فيه