المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٧ - شروط مفعول له
« جد » مخاطب است و فاعل « شكرا » نيز مخاطب مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
اگر شرطى از شروط مذكور مفقود شد مفعول له منصوب نشده بلكه با لام جارّه مجرور مىگردد.
شارح گويد:
يا با لام و يا حرف ديگرى مانند آنكه مفيد معناى تحليل است همچون « من » و « فى » بايد مجرور شود مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
له ملك ينادى كلّ يوم |
لدوا للموت و ابنوا للخراب |
خداوند متعال فرشتهاى دارد كه هرروز ندا سرمىدهد:
بزائيد براى مردن و بسازيد براى خراب شدن.
شاهد در « للموت » و « للخراب » است كه مفعول له بوده و چون با عاملشان يعنى « لدوا » و « ابنوا » از نظر زمان متّحد نيستند لذا با لام جارّه استعمال شدهاند.
و نيز مانند آنچه در بيت امرء القيس آمده:
|
فجئت و قد نضّت لنوم ثيابها |
لدى السّتر الّا لبسة المتفضّل |
پس آمدم و حال آنكه آن محبوبه بجهت خواب جامههاى خود را كنده بود مگر آن يك جامه را كه در وقت خواب زنان عرب در تن دارند.
شاهد در « لنوم » است كه مفعول له بوده و چون با عاملش يعنى « نضّت » از حيث زمان متّحد نيست با لام جارّه استعمال گرديده.
و همچنين مانند آنچه در بيت ابى صخر هذلى آمده.
|
و انّى لتعرونى لذكراك هزّة |
كما انتفض العصفور بلّله القطر |
يعنى: همانا فرامىگيرد مرا بجهت آنكه تو را ياد مىآورم نشاط و لرزشى مانند لرزيدن گنجشك در وقتيكه قطرات باران آنرا تر كرده باشند.
شاهد در « لذكراك » است كه مفعول له بوده و با لام استعمال گرديده زيرا با عاملش يعنى « لتعرونى » از حيث فاعل متّحد نيست چه آنكه فاعل عامل