المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٣ - عامل مفعول مطلق
كلمهاى كه برعدد آن دلالت مىكند قرار مىگيرد.
قوله: او آلته: ضمير مجرورى به مصدر راجع است يعنى گاهى بجاى مصدر كلمهاى كه برآلت وقوع آن دلالت دارد قرار مىگيرد.
قوله: او ضميره: ضمير مجرورى به مصدر عود مىكند يعنى گاهى بجاى مصدر ضميرى كه بآن راجع است واقع مىشود.
قوله: او اشارة اليه: ضمير در « اليه » به مصدر برمىگردد يعنى گاهى بجاى مصدر اسمى كه بآن اشاره دارد واقع ميشود.
قوله: كما فى الكافية: ظاهرا راجع است به اخير.
قوله: و اشتمل الصّماء: اشتمال الصّماء باين نحو است كه مثلا عباء را به دوش گرفته سپس قسمت پائين آنرا از پشت جمع كرده و از يكطرف بدن مثلا سمت چپ لوله مىكنند و از قسمت جلو بدن آورده و روى شانه راست مىاندازند.
قوله: فاجلدوهم ثمانين جلدة: آيه (٤) از سوره نور.
قوله: لا اعذّبه احدا: آيه (١١٥) از سوره مائده.
قوله: و اللّه انبتكم من الارض نباتا: آيه (١٧) از سوره نوح.
قوله: و تبتّل اليه تبتبلا: آيه (٨) از سوره مزمّل.
متن: «٢٩٠»
|
و ما لتوكيد فوحّد أبدا |
و ثنّ و اجمع غيره و أفردا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
ما: موصوله، محلّا منصوب است تا مفعول مقدّم براى « وحّد » باشد.
لام: حرف جارّ، عامل، مبنى.
توكيد: مجرور به لام، متعلّق باستقرّ، صله براى « ما ».