المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٢ - عامل مفعول مطلق
٢- اسم عين (اسم ذات) مانند:
و اللّه انبتكم من الارض نباتا ( خداوند از زمين براى شما نبات رويانيد).
اينمثال در اصل: و اللّه انبتكم من الارض انباتا، بوده سپس مصدر حذف و بجايش اسم ذات كه نبات باشد قرار داده شد.
٣- مصدر فعل ديگر مانند:
و تبتّل اليه تبتيلا ( روى بخدا آور روى آوردنى).
اصل اينمثال: تبتّل اليه تبتّلا، مىباشد يعنى مصدر از باب تفعّل بوده زيرا عاملش كه « تبتّل » است از اين باب مىباشد منتهى بجاى مصدر اين باب مصدر باب تفعيل گذاشته شده.
قوله: اذا وصف: كلمه « وصف » ماضى مجهول بوده و ضمير نائب فاعلى به مصدر راجع است و مراد اينستكه براى مصدر وصف بياوريم.
قوله: او اضيف: ضمير نائب فاعلى به مصدر راجع است.
قوله: او اضيف اليه: ضمير مجرورى در « اليه » به مصدر راجع است.
قوله: و قد ينوب عنه: ضمير در « عنه » به مصدر راجع است.
قوله: ما عليه دلّ: ضمير در « عليه » به مصدر راجع است.
قوله: و كذا مرادفه: ضمير در « مرادفه » به مصدر راجع است، يعنى گاهى كلمهاى كه مرادف با مصدر است بجاى آن قرار مىگيرد.
مؤلّف گويد:
ترادف عبارتست از اتحاد دو كلمه در معنا ولى لفظ آنها با هم مختلف باشد مانند انسان و بشر يا اسد و غضنفر.
قوله: وصفه: يعنى و وصف المصدر، يعنى گاهى بجاى مصدر صفتش واقع ميشود.
قوله: و الدّالّ على نوع منه: ضمير در « منه » به مصدر عود مىكند يعنى و گاهى بجاى مصدر كلمهاى كه برنوع آن دلالت دارد قرار مىگيرد.
قوله: او على عدده: يعنى عدد مصدر و مراد اينستكه گاهى بجاى مصدر