المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠٤ - موارد وجوب رفع اسم مشتغل
سؤال
ممكنست گفته شود:
اينقسم يعنى اسم مشتغلى كه واجب الرّفع است از اين باب محسوب نميشود زيرا ضابطه و قاعده اين باب برآن منطبق و صادق نيست چه آنكه گفته شد:
اسم مشتغل اسمى است كه فعل يا شبه فعل از آن متأخّر آمده و در ضمير يا سبب اسم عمل كند بطورى كه اگر ضمير نمىبود عامل مزبور (فعل يا شبه فعل) در اسم مقدّم عمل مىكرد.
پرواضح است اين تقرير و بيان در مورد اسمى كه بعد از اذا واقع شده صادق نيست چون كلمه اذا بهيچ وجه برسر فعل داخل نميشود لذا چه ضمير ذكر شده و چه ترك شود در هردو صورت جايز نيست فعل در اسم سابق عمل كند چه آنكه لازمه اينعمل آنستكه اذا برسر فعل داخل گردد و آن جايز نيست لذا جاى اين سؤال است كه چرا مصنّف اينمثال را از اقسام باب قرار داد.
جواب
در جواب مىگوئيم:
اگرچه امر چنين است ولى جهت ذكر مصنّف آنستكه خواست با بيان اينمثال اقسام پنجگانه را تماما و كمالا بيان كرده و در اين ارتباط چيزى را فروگذار نكرده باشد.
قوله: ان تلى استفهاما: ضمير فاعلى در « تلى » به السّابق عود مىكند.
قوله: فاذا هى بيضاء: آيه (١٠٨) از سوره اعراف.
قوله: و لا يليها فعل: ضمير منصوبى در « لا يليها» به اذا راجع است.
قوله: قدّر متعلّق الخبر بعدها: ضمير در « بعدها » به اذا راجع است.
قوله: كما تقدّم: يعنى تقدّم فى باب المبتداء و الخبر فى ذيل قول المصنّف حيث قال: و اخبروا بظرف او بحرف جرّ.