المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٥ - موارد لزوم الحاق تاء تأنيث بفعل
البنون جرى مجرى التّكسير لتغيّر نظم واحده كبنات.
ترجمه و شرح:
تاء با جمعى كه غير مذكّر سالم است همچون تائى است كه با « احدى اللّبن» مىباشد.
شارح گويد:
منظور آنستكه:
تاء با فعلى كه به جمع غير مذكّر سالم نسبت داده شده يعنى جمع مكسّر و جمع مؤنّث سالم همچون تائى است كه با فعل مسند به اسم ظاهرى كه مؤنّث غير حقيقى بوده همچون احدى اللّبن مىآيد.
و حاصل كلام آنكه:
حكم فعلى كه بجمع مكسّر يا جمع مؤنّث سالم نسبت داده ميشود همچون حكم فعلى است كه بمؤنّث مجازى نسبت داده ميشود، بنابراين مىتوان تاء را با اينفعل ثابت آورد مثل:
قالت الرّجال (مردان گفتند)، و قامت الهندات (هندها ايستادند).
شاهد در « قالت » و « قامت » است كه اوّلى به جمع مكسّر و دوّمى به جمع مؤنّث سالم نسبت داده شده و « تاء » را با آنها آوردهايم.
و وجه ذكر تاء اينستكه حضرات گفتهاند:
فاعل را تأويل به جماعت مىبريم مثلا معناى « قالت الرّجال» قالت جماعة الرّجال و « قامت الهندات» قامت جماعة الهندات مىباشد.
و مىتوان تاء را حذف كرد مثل: قال الرّجال و قام الهندات.
و وجه حذف تاء اينستكه گفتهاند:
فاعل را تأويل به جمع مىبريم مثلا معناى « قال الرّجال» قال جمع الرّجال و « قام الهندات» قام جمع الهندات مىباشد.