المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٧ - قاعده نحوى
و قوله:
|
( نتج الرّبيع محاسنا) |
القحنا غرّ السّحائب |
ترجمه و شرح:
مصنّف مىگويد:
زمانيكه فعل را به دو يا جمعى نسبت دادى مجرّد بياورش مانند: فاز الشّهداء.
شارح گويد:
مقصود اينستكه وقتى فاعل فعل اسم ظاهر و تثنيه يا جمع بود فعل را از علامت تثنيه يا جمع مجرّد بياور مانند: فاز الشّهدا (شهيدان رستگار شدند).
شاهد در « فاز » است كه فاعلش جمع و اسم ظاهر مىباشد لذا از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد آمده.
و مثل قام اخواك (دو برادرت ايستادند).
شاهد در « قام » است كه فاعلش اسم ظاهر و تثنيه بوده از اينرو آنرا از علامت تثنيه مجرّد و بصيغه مفرد آوردهايم.
و نظير: جائت الهندات (هندات آمدند).
شاهد در « جائت » است كه فاعلش اسم ظاهر و جمع مؤنّث است لذا آنرا از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد مؤنّث آوردهايم.
سپس شارح گويد:
آنچه گفته شد لغت مشهور بوده ولى گاهى هم اينطور نيست و شرحش آنست كه مصنّف در بيت بعدى گفته:
مصنّف مىگويد:
و گاهى « سعدا » و « سعدوا » گفته ميشود كه در اين هنگام فعل به اسم ظاهر اسناد داده مىشود نه به ضمير.
شارح گويد:
مقصود اينستكه گاهى با اينكه فاعل فعل اسم ظاهر و به صيغه تثنيه و