المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥٧ - ششم از نواسخ ظن و نظائر آن
٩- حجى با حاء بدون نقطه و پس از آن جيم بمعناى « اعتقد » مانند آنچه در قول تميم بن ابى بن مقيل يا حمل بن خزرج انصارى آمده:
|
قد كنت احجو ابا عمرو اخاثقة |
حتّى المّت بنا يوما ملمّات |
يعنى: بتحقيق معتقد بودم كه ابا عمرو برادر مطمئن و موثّقى است تا آنكه در روزى بما وارد آمد مصائب و حوادثى چند كه در آن روز وى ما را يارى نكرد.
شاهد در « احجو » است بمعناى « اعتقدت » ضمير متكلّم فاعل آن و « ابا عمرو» مفعول اوّل و « اخاثقة ) مفعول دوّم آن مىباشد.
نه حجى بمعناى غلب فى المحاجاة (در مقام مقابله و استدلال فائق آمد) يا بمعناى « قصد » و يا « اقام » بپا داشت و يا بخل (بخل و امتناع نمود) چه آنكه حجى باين معانى از فعال قلوب نمىباشد.
١٠- درى بمعناى « علم » مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
دريت الوفىّ العهد يا عرو فاغتبط |
فانّ اغتباطا بالوفاء حميد |
يعنى: دانسته شد وفاءكننده بعهد، اى عروه پس غبطه بخور بدرستيكه غبطه خوردن و رشگ بردن به وفاء بعهد پسنديده و شايسته است.
شاهد در « دريت » است كه ضمير متكلّم نائب فاعل آن بوده و « الوفىّ العهد» مفعول دوّمش مىباشد.
١١- جعل بمعناى « اعتقد » مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و جعلوا الملائكة الّذين هم عباد الرّحمن اناثا
( اعتقاد داشتند فرشتگانى را كه بندهگان خداوند هستند از جنس اناث).
شاهد در « جعلوا » است كه بمعناى « اعتقدوا » بوده و ضمير جمع فاعل آن و « الملائكه » مفعول اوّل و « اناثا » مفعول دوّمش مىباشد.
نه آنچه بمعناى خلق (آفريد) مىباشد و امّا جعل كه بمعناى صيّر (گرديد) مىآيد بزودى خواهيم گفت كه آن نيز از افعال قلوب محسوب