المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٩ - حكم لاء نفى جنس
پيدا مىكند بايد مبنى شود مانند:
لا حول و لا قوّة (نيست پناه و نيروئى موجود).
شاهد در « حول » و « قوه » بوده كه مفرد هستند و با « لاء » تركيب شدهاند لذا آنها را مبنى برفتح بايد خواند و نظير:
لا زيدين و لا زيدين عندك (دو زيد و نيز زيدها نزد تو نيستند).
شاهد در « زيدين » بصيغه تثنيه و « زيدين » بصيغه جمع بوده كه اسم لاء هستند و با آن تركيب شدهاند لذا آنها را برقائممقام فتح مبنى نمودهايم، اوّلى را برياء و نون ما قبل مفتوح و دوّمى را برياء و نون ما قبل مكسور.
و در مثل: لا مسلمات كه جمع مؤنّث سالم مىباشد جايز است بآن كسره دهيم و نيز آنرا مفتوح نمائيم.
امّا جواز كسره بخاطر آنستكه قبل از اينكه با « لاء » تركيب شود و اسم آنر قرار گيرد نصبش بفتحه بوده الآن نيز كه اسم لاء است همان حركت را استصحاب مىكنيم.
و امّا جواز فتحه، بخاطر آنستكه اصل در اسم لاء كه نكره باشد بناء برفتح است و اين وجه از كسر اولى و سزاوارتر است چنانچه مصنّف بآن قائل شده و ابن عصفور بآن ملتزم گرديده است.
مؤلّف گويد:
خلاصه كلام اينستكه:
اسم « لاء » از سه حال خارج نيست:
١- آنكه مضاف باشد.
٢- آنكه شبه مضاف باشد.
٣- آنكه نكره مفرد از اضافه باشد.
در دو صورت اوّل حكم اينست كه اسم لاء بايد منصوب گردد و در صورت سوّم مبنى برحالت نصب مىگردد، لذا اگر اسم مفرد (در مقابل تثنيه و جمع) باشد چون نصبش بفتحه است وقتى با « لاء » تركيب شد و مبنى گشت