المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٨ - حكم لاء نفى جنس
منصوب گردد مانند:
لا صاحب برّ ممقوت (جنسى نيكوكار مورد غضب نمىباشد).
شاهد در « صاحب » است كه اسم « لاء » بوده و به نكره يعنى « برّ » اضافه شده فلذا منصوب گرديده است.
و همنين است اگر اسم لاء شبيه به مضاف باشد و مقصود از « شبه مضاف» عبارتى است كه جزء دوّمش متمّم آن باشد مانند:
لا قبيحا فعله محبوب: (كسيكه فعلش قبيح و ناپسند است مورد حبّ و محبّت ديگران نمىباشد).
شاهد در « قبيحا فعله» است كه اسم لاء بوده و چون شبه مضاف مىباشد واجب است منصوب گردد.
مصنّف گويد:
و پس از آن خبر را ذكر نما در حاليكه بآن رفع مىدهى.
شارح گويد:
مشار اليه « ذاك » اسم لاء بوده و « رافعه » حال است از فاعل در « اذكر » بنابراين معناى عبارت چنين مىشود:
وبعد از اسم لاء خبر را بياور در حاليكه آنرا بواسطه لاء رفع مىدهى چنانچه قبلا شرحش گذشت.
مصنّف گويد:
مفرد را تركيب نما در حاليكه بآن فتحه مىدهى.
شارح گويد:
مقصود اينستكه اسم لاء را كه مفرد است با آن تركيب كن.
و مراد از « مفرد » اسمى است كه مضاف و شبه مضاف نباشد و بهرحال پس از آنكه مفرد را با « لاء » تركيب نمودى آنرا برفتح يا چيزى كه قائممقام فتحه است مبنى بگردان زيرا عبارتى كه مركّب است از « لاء » و اسم مفرد متضمن معناى « من » جنسيّه است پس چون شباهت معنوى بحروف