المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٢ - پارهاى ديگر از احكام افعال ناقصه
سپس شارح ميگويد:
از ظاهر عبارت مصنّف اينطور بدست مىآيد كه اگر در تركيبى خبر براسم و معمول خودش مقدّم شده باشد تركيب مزبور جايز است مانند: كان آكلا طعامك زيد.
شاهد در « آكلا » بوده كه خبر براى « كان » است و « طعامك » مفعولش بوده و هردو بر « زيد » كه اسم براى « كان » مىباشد مقدّم شدهاند لذا طبق آنچه از عبارت مصنّف استفاده ميشود اين تركيب بايد جايز باشد زيرا معمول خبر پهلوى عامل واقع نشده است.
و مؤيّد اين استظهار اجماعى است كه ابن شقير انبارى ادعاء و حكايت نموده و آنرا دليل برجواز قرار داده چنانچه وى طبق تصريحى كه نموده اظهار كرده معمول را مىتوان برنفس عامل نيز مقدّم نمود مثلا بگوئيم:
طعامك كان آكلا زيد يا طعامك كان زيد آكلا.
سپس مصنّف مىگويد:
اينكه گفتيم معمول خبر بعد از عامل قرار نمىگيرد در مورد ظرف و جارّ و مجرور استثناء شده.
شارح گويد:
يعنى در مورد مزبور قرار گرفتن معمول خبر بعد از عامل جايز است مثل: كان عندك زيد مقيما (زيد نزد تو اقامه نمود).
شاهد در « عندك » است كه ظرف بوده و پهلوى « كان » قرار گرفته است.
و مانند: كان فيك زيد راغبا (زيد در تو رغبت داشت).
شاهد در « فيك » است كه جارّ و مجرور بوده و معمول « راغبا » است و بعد از « كان » قرار گرفته.
قوله: اى لا يقع بعده: ضمير در « لا يقع» به معمول خبر و در « بعده » به عامل عود مىكند.