المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٩ - مبحث معانى حروف جر
صورتيكه زمان آنها حاضر باشد بمعناى فى يعنى ظرف هستند.
سپس مصنّف گويد:
و بعد از « من و عن و باء» كلمه « ما » زائد واقع مىشود پس عمل اينكلمات كه جرّ باشد محفوظ بوده و از بين نمىرود.
شارح گويد:
كلمه « لم يعق» در عبارت مصنّف يعنى: لم يكف عن عمل قد علما.
و عمليكه قبلا معلوم شد عبارتست از جرّ مانند:
ممّا خطيئاتهم: ( از جهت خطاها و گناهانشان).
و مانند: عمّا قليل و فيما نقضهم.
در اين سه آيه كلمه « ما » بعد از من، عن و باء زائده واقع شده
مصنّف در شرح كافيه گفته:
و گاهى كلمه « ما » با « با » افاده تقليل مىكند و آن لغت قبيله هذيل مىباشد.
سپس مصنّف در اينجا مىگويد:
و كلمه « ما » بعد از « رب » و « كاف » زائده واقع شده و ايندو حرف را از عمل جرّ بازمىدارد.
شارح گويد:
و در اين هنگام آنها را برسر جمل درمىآورد مانند آنچه در قول جذيمة الابرش آمده:
|
ربما اوفيت فى علم |
ترفعن ثوبى شمالات |
چه بسيار كه مشرف شدم و برآمدم بركوهى كه بالا مىبرد جامههاى مرا بادهاى شمال.
شاهد در « ربّ » است كه بعد از دخول ماء كافه برسر جمله فعليه يعنى اوفيت داخل شده.
و مانند: