المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٢ - مبحث معانى حروف جر
( اجتناب و دورى كنيد از پليدى كه عبارت باشد از بتها).
شاهد در « من الاوثان» است كه « من » بمعناى بيان جنس مىباشد.
و نظير:
سبحان الّذى اسره بعبده ليلا من المسجد الحرام.
( منزّه است خداوندى كه بندهاش را سير داد شبى از مسجد الحرام).
شاهد در « من المسجد الحرام» است كه « من » در آن بمعناى ابتداء مكان مىباشد.
مصنّف گويد:
و گاهى اينكلمه يعنى « من » براى ابتداء در ازمان مىآيد.
شارح گويد:
همچون فرموده حقتعالى:
لمسجد اسّس على التّقوى من اوّل يوم.
( همانا مسجدى كه بنيانش برتقوى و پرهيزكارى نهاده شده از اوّلين روز).
شاهد در « من اوّل يوم» است كه « من » در آن بمعناى ابتداء زمان مىباشد.
علماء اهل بصره باستثناى اخفش آمدن « من » بمعناى ابتداء زمان را نفى كردهاند ولى بعقيده ما مذهب اخفش صحيح است زيرا در عبارات صحيحه شنيده شده كه « من » باينمعنا آمده است.
سپس مصنّف گويد:
« من » در كلام منفى و شبه آن زائده واقع شده و بنكره جر مىدهد مانند:
ما لباغ من مفرّ.
شارح گويد:
از نظر ما اينمعنا ثابت است كه كلمه « من » در نفى و شبه آن يعنى