المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٨ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
نفر بودند).
شاهد در جمله « و هم الوف» است كه جمله اسميّه مثبت بوده و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « هم » مىباشد.
و همچنين نظير:
و الّذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الّا انفسهم ( و كسانيكه نسبتهاى ناروا به همسران خود داده در حاليكه غير از خودشان گواهانى برآن ندارند).
شاهد در جمله « و لم يكن لهم شهداء» بوده كه جمله فعليّه مىباشد و مصدّر است به مضارع منفى به « لم » و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « هم » مىباشد.
و نظير فرموده حقتعالى:
افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام اللّه.
( آيا اميد داريد كه بشما بگروند و حال آنكه جماعتى از ايشان كلام خدا را مىشنوند).
شاهد در جمله « و قد كان فريق منهم الخ» بوده كه جمله فعليّه و مصدّر به ماضى مثبت است و رابطش واو و ضمير يعنى « هم » مىباشد.
و مانند آنچه در مثال ذيل آمده:
جاء زيد و ما قام ابوه (زيد آمد در حاليكه پدرش نايستاده بود).
شاهد در جمله « و ما قام ابوه» بوده كه جمله فعليّه است و مصدّر به ماضى منفى بوده و رابطش هم « واو » و هم ضمير يعنى « ها » مىباشد.
قوله: و استشكله السّعيد: ضمير منصوبى در « استشكله » به تعليل مذكور يعنى « لتقرّبه من الحال» راجع است.
قوله: و تبعه شيخنا العلّامة الكافجى: ضمير منصوبى در « تبعه » به سعيد راجع است.
قوله: هو قيد: ضمير « هو » به حال راجع بوده و مقصود از « قيد » ، قيد