المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٢٥ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
و ما ارسلناك الّا كافّا للنّاس.
امّا راجع به بيت گفتهاند:
كلمه « كهلا » حال است از فاعل مصدر محذوف و تقدير كلام چنين مىباشد:
فمطلبه ايّاها كهلا عليه شديد، پس « كهلا » حال است از ضمير مضاف اليهى در « مطلبه » كه فاعل آن مىباشد.
سپس شارح گويد:
آنچه گفتيم راجع به جواز و عدم جواز تقدّم حال برذو الحالى بود كه مجرور باشد، امّا ذو الحالى كه مرفوع يا منصوب باشد بايد بگوئيم تقدّم حال برآن جائز است منتهى كوفيّون نيز در اينجا بمخالفت برخواسته و آن را ممنوع اعلام كردهاند.
لازم بتذكّر است در صورتيكه ذو الحال محصور باشد تقدم حال برآن واجب است مانند:
جاء راكبا الّا زيد (آمد در حاليكه راكب و سواره بود فقط زيد).
چنانچه عكس آن يعنى تقدم حال در حاليكه محصور است برذو الحال ممتنع و غير جايز مىباشد.
قوله: كسبقها ما جرّ باضافة اليه: ضمير مجرورى در « سبقها » به حال راجع بوده و ضمير در « اليه » به « ما » برمىگردد.
قوله: و ما ارسلناك الّا كافّا للنّاس: آيه (٢٨) از سوره سباء.
قوله: و الهاء للمبالغة: مقصود از « هاء » تاء در « كافّة » مىباشد.
قوله: و سبقها المرفوع و المنصوب الخ: ضمير در « سبقها » به حال برمىگردد.
قوله: و سبقها و هى محصورة الخ: ضمائر مؤنّث به حال راجعند.
متن: «٣٤١»
|
و لا تجز حالا من المضاف له |
إلّا إذا اقتضى المضاف عمله |