منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٩
بويژه در سوره اعراف كه مربوط به هبوط دوّم است، به لفظ (فى الأرض) تصريح كرده ومى فرمايد:(قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْض عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِى الأرْضِ...) شايد نكته تكرار اين باشد كه آيه مربوط به هبوط دوم، نوعى نتيجه گيرى كلى از مجموع قصه است ومى خواهد برساند: آنچه را كه خدا در آغاز آفرينش بيان كرده بود:(إنّى جاعِلٌ فِى الأرضِ خَليفَةً)تحقق يافت وآدم به زمين هبوط كرد ونزاع وكشمكش، ميان فرزندان او آغاز گرديد.
به عبارت ديگر: هبوط، نخست جزو قصّه ومتمّم آن است، ولى جمله مربوط به هبوط دوم پس از پايان يافتن قصه، بيان نتيجه وتصوير كلى از داستان است.
امّا نزاع وكشمكش فرزندان آدم، امرى است جداگانه كه در موقع مناسب از آن بحث خواهيم كرد. قرآن نيز هبوط آدم وحوا را، هبوط همه انسانها دانسته و خطاب را به صيغه جمع آورده است، چنانكه خلقت آن دو را نيز، خلقت همه انسانها تلقى كرده ودر مباحث پيشين به اين مورد پرداختيم.
نكته ها واندرزها
از سرگذشت آدم نكات تربيتى مختلفى، استفاده مى شودكه به آنها اشاره مى كنيم:
١ـ قرآن ريشه آفرينش آدم را خاك وگل مى داند واز اين طريق مى خواهد او را به ريشه خود توجه داده واز تكبّر وخود بينى بر حذر داشته ودر عين حال قدرت عظيم خداوندى را بنماياند وحسّ شكرگزارى را در او شكوفا سازد.
٢ـ قرآن در عين تبيين ريشه آفرينش آدم، كرامت او را حفظ مى كند; زيرا خاك وآب، سرچشمه زيباييهاى طبيعت وشگفتيهاى اوست. در حالى كه برخى از نظريه هاى علمى كه ريشه انسان را كِرْم وبوزينه معرفى مى كنند، كرامت او را كاملاً خدشه دار مى سازند.