منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
٤ـ انسان اين اشرف مخلوقات، چه بسا بايد درس زندگى را از پايينتر از خود فرا گيرد; زيرا جهان سراسر، كتاب خدا ودفتر زندگى است. بررسى هر برگى از اين كتاب زرّين، براى بشر مايه عبرت پيشرفت وترقى است.
٥ـ قرآن با ذكر كلمه (بِالحَقّ) در آغاز بيان اين داستان، اشاره به اين موضوع دارد كه سرگذشت اين دو برادر، يك واقعيت است نه يك امر خيالى. ولى در عين واقعيت داشتن مانع از اين نيست كه هابيل مظهر مردان پاكدلى باشد كه چه بسا به خاطر تقوا وپاكى، مورد حسادت قرار مى گيرند وبه جان آنان تجاوز مى شود ودر مقابل، قابيل مظهر انسانهاى ستمگرى مى باشد كه به خاطر رسوخ روح تجاوز طلبى، حتى به برادر خود هم رحم نمى كنند، هر چند سرانجام نادم وپشيمان مى شوند; در حالى كه آن پشيمانى فايده اى براى آنان ندارد.
٦ـ قتل و آدمكشى ـ اگر نگوييم قابيل قبلاً به وسيله نداشتن اخلاص در عمل مرتكب گناهى شده بود ـ نخستين گناهى بود كه از انسان (بنى آدم) سرزده است.
٧ـ قرآن از اين سرگذشت، نتيجه ديگرى مى گيرد كه كشتن يك انسان بى گناه بسان كشتن همه انسانهاست، چنانكه زنده كردن انسانى معادل با زنده كردن همه انسانهاست; چنانكه مى فرمايد:(مِنْ أجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنى إسْرائيلَ أنّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْس أوْ فَساد فِى الأرضِ فَكَأنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأنَّما أَحْيَى النَّاسَ جَميعاً). (مائده/٣٢) «از اين رو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه اگر انسانى انسان ديگرى را بدون آنكه كسى را كشته يا فسادى نموده باشد بكشد، مثل اين است كه همه انسانها را كشته است وهركس چنين انسانى را زنده كند، بسان آن است كه همه انسانها را زنده كرده است.»
اكنون بايد ديد چگونه قتل واحياى يك انسان، بسان قتل واحياى همه انسانهاست. در اينجا مفسران وجوه مختلفى بيان كرده اند كه [١] از ميان آنها وجه
[١] مجمع البيان، ج٢، ص١٨٧، پنج وجه را متذكر شده است.