منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١
روى زمين آفريد واسما را به او آموخت واو را معلّم فرشتگان قرار دادو به همگان گفت تا بر او سجده كنند وشيطان را به خاطر سرپيچى از تكريم او طرد كرد، آنگاه در يك محيط سرشار از نعمت سكنى داد وتذكراتى در باره عداوت شيطان به او داد، سپس متوجّه شود كه او فريب شيطان را خورد واز ميوه آن درخت تناول كرد ـ مى گويد او به خاطر از دست دادن اين همه مواهب، خاسر وزيانكار گرديد وسرمايه خود را تباه ساخت ودر مسير رشد گام بر نداشت.
٣ـ توبه آدم نيز، يكى ديگر از دستاويزهاى مخالفان عصمت است. در حالى كه توبه، اعم از صدور گناه است. چه بسا انسان، كارى را انجام مى دهد كه مناسب با مقام او نيست; سپس پشيمان مى شود واز آن توبه مى كند. مقام وموقعيت آدم ايجاب مى كرد كه ـ با آن همه مقدمات ـ عهد الهى را فراموش نكند. اكنون كه كارى دور از شأن خود انجام داده ـ هر چند ذاتاً عمل حرامى نبوده است ـ شايسته است كه نادم وپشيمان شود وتوبه كند. پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم در روايتى چنين آمده است: «إنَّ رَسُولَ اللّهِ صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم كَانَ يَتُوبُ إِلَى اللّهِ عزَّ وجَلَّ كُلَّ يَوْم مِنْ غَيْرِ ذَنْب.»[١]
هـ ـ عصمت و لفظ غفران
در داستان آدم، مسأله غفران نيز دستاويز ديگرى است براى مخالفان عصمت انبياء كه در قرآن چنين آمده است: (وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ). (اعراف/٢٣)
اين گونه تعبيرها، با توجه به عظمت مقام وكار غير متناسب با آن بى مورد نيست، ولى هرگز دليل بر گناه نمى باشد. انسانهاى وارسته وبزرگ، به هنگام ترك اولى، آنچنان به تضرع وزارى مى افتند، كه گويى گناه بزرگى را مرتكب شده اند. آرى ترك اولى، از يك عارف، نسبت به معرفت او گناه عرفانى است، هر چند گناه
[١] سفينة البحار چاپ جديد، ج٦، ص ٦٦١ ـ ٦٦٢ .