منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٣
واين دو مطلب عبارتند از:
١ـ علّت اين امتناع چه بود؟
٢ـ چگونه يوسف از «مخمصه» نجات يافت؟
قرآن براى بازگويى اين دو مطلب، بار ديگر بر مى گردد و اصل مسئله را مجدداً به عنوان مقدمه مطرح مى كند تا بتواند آن دو مطلب را بيان نمايد،از اين رو پس از جمله:«همَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بها» هر دو را متذكر مى گردد.
در باره موضوع نخست (علّت نجات او) مى فرمايد:( لَوْلا أَنْ رَأى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا المُخْلَصِينَ).
ودر باره موضوع دوّم مى فرمايد:(وَاسْتَبَقَا الْبابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُر).
همان طور كه ملاحظه مى فرماييد: تكرار مسئله واينكه، «عزم» وتصميمى از ناحيه همسر عزيز صورت گرفت، به خاطر بيان دو مطلب مهمى است كه خواننده داستان در انتظار آن به سر مى برد وبازگشت به اصل موضوع، به خاطر بيان نتايج، يك كار رايج است.
نويسنده وجه ديگرى براى تأييد نظريه «عبده» ارائه كننده (نظريه دوّم) افزوده است وآن اينكه اگر بگوييم مقصود از «هَمَّ» در دو مورد همان زد وخورد است، در اين صورت دو لفظ «سُوء» و«فحشاء» در آيه، دو معناى جداگانه خواهند داشت ومقصود از اوّلى «ضرب» ومقصود از دوّمى «عمل خلاف عفت» خواهد بود; ولى اگر بگوييم مقصود از آن «عمل خلاف عفت» است، در اين صورت اين دو لفظ معناى واحدى خواهند داشت كه با فصاحت قرآن سازگار نيست.
اين توجيه نيز چندان استوار نيست،زيرا گذشته بر اينكه تكرار براى تأكيد ويا تفنن در عبارت،در برخى مواقع مايه فصاحت است، در نظريه اوّل نيز اين دو لفظ، مى تواند دو معناى مختلف داشته باشد; زيرا مى توان گفت: مقصود از «سوء»