منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٧
گرفته، حاجت بزرگ يعقوب را برآورده كند.حالا آن حاجت بزرگ يعقوب چه بود؟ اين همان انديشه وصال فرزندش يوسف بود، زيرا آنان به توصيه پدر از درهاى مختلف وارد شدند. ولى اين نتيجه نبخشيد.
سرانجام متهم به سرقت گرديدند ودستگاه قضايى تشخيص داد كه فرزند كوچك يعقوب، دست به سرقت زده واو مطابق قانون كنعانيان محكوم به بردگى گشت. برادر بزرگتر چون به پدر قول بازگرداندن بنيامين را داده بود، به خاطر اين پيشامد در مصر ماند وبقيه برادرها روانه كنعان شدندو... درست است كه سفارش يعقوب نتوانست از اين حوادث تلخ جلوگيرى كند، امّا اين حوادث تلخ به بر آورده شدن حاجت يعقوب منتهى گشت وهمين درخت تلخ بود كه سرانجام ميوه شيرين داد وهجران و فراق به وصل مبدّل گرديد.
تدبير عاقلانه يوسف
مسافت كنعان تا مصر، مسافت بسيار درازى است وپيمودن اين بيابانهاى دور ودراز وبى آب وعلف خالى از خطر نبود، از اين رو يك كاروان كوچك متشكل از فرزندان يعقوب، نمى تواند بدون پيوستن به كاروانهاى بزرگ اين راه را بپيمايد. بايد منتظر شوند تا كاروان عظيمى از فلسطين رهسپار مصر شود و با آنها حركت كند. سرانجام همراه با كاروان بزرگ رهسپار مصر شدند. طبق دستور از دروازه هاى مختلف وارد شهر شدند وسپس با عزيز مصر، ملاقاتى داشتند كه به ظاهر نتيجه تلخى داشت وآيات قرآن، اين بخش را چنين ياد آور مى شود:
آيات موضوع
٦٩ـ (وَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّى أَنَا أَخُوكَ فَلاتَبْتَئِسْ بِماكَانُوا يَعْمَلُونَ).