منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣
وباز مى فرمايد: (كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاها * إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها * فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّهِ ناقَةَ اللّهِ وَسُقْياها * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها)(شمس/١١ـ ١٤): «قوم ثمود به خاطر سركشى، پيامبر خود را تكذيب كرد. شقى ترين وبدبخت ترين آنان برخاست(تا ناقه صالح را پى كند)، صالح به آنان گفت: اين ناقه خداست، بگذاريد ومتعرض او وآبش نشويد، آنان گفتار او را تكذيب كرده وناقه را پى كرده وكشتند».
آنان در كشاكش پياده كردن نقشه قتل صالح وخانواده او بودند كه عذاب الهى به آنان مهلت نداد وخدا طرح آنان را چنين بيان مى كند:(قالُوا تَقاسَمُوا بِاللّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ) (نمل/٤٩)
«گفتند: به خدا سوگند ياد كنيد كه شبانه در كمين او واهل بيت او، بنشينيم واو را بكشيم، آنگاه به «ولىّ دم» او بگوييم ما از قتل خانواده وى (وبه طريق اولى از قتل صالح) بى خبريم وما در اين گفتار راستگو مى باشيم».
در چنين شرايط بود كه رسول خدا، آنان را از وقوع عذاب با خبر ساخت واو نيز قوم خود را از هلاكت بسيار نزديك آگاهى داد وگفت: (فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِى دَارِكُمْ ثَلاثَةَ أيّام ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوب) (هود/٦٥) «صالح به آنان گفت:سه روز در خانه هاى خود زندگى كنيد(بعد از سه روز) هلاكت شما قطعى است واين وعده حتمى خداست».
شقاوت وبدبختى آنان، به جايى رسيده بود كه در مقابل تهديد صالح، گستاخى كرده وخواهان نزول عذاب بودند; چنانكه مى فرمايد:(وَقالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرسَلينَ)(اعراف/٧٧) «اى صالح اگر از پيام آوران مى باشى، آنچه را كه تهديد كردى بياور».
ولى از آيه ديگر استفاده مى شود كه آنان پس از كشتن ناقه، نادم وپشيمان شدند، چنانكه مى فرمايد:(فَعَقَروُها فَأَصْبَحُوا نادِمينَ)(شعراء/١٥٧)
طبعاً آنان دو حالت مختلف داشتند، يكى خطر ناك و ديگرى پشيمانى