منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٧
١٠ـ من بر خدا كه پروردگار من وپروردگار شماست توكّل دارم، هيچ جنبده اى نيست مگر اينكه پيشانى او را خواهد گرفت. پروردگار من بر صراط مستقيم است.
١١ـ آيا با من در خدايانى كه پدران شما ، نام خدايى بر آنها بخشيده اند مجادله مى كنيد، در حالى كه خدا در باره آنها برهانى نفرستاده است.
قوم عاد در توجيه سرپيچى خود از دعوت هود، بسان قوم نوح از دو راه وارد شدند. گاهى پيامبر خدا را با اتهامهاى واهى، متهم ساختند واحياناً اعتراضات كودكانه اى مطرح كردند. نخست اتهامات را تشريح نموده، آنگاه اعتراضها را بررسى مى نماييم:
الف: اتهامها
١ـ دعوت سفيهانه: (قالَ الْمَلاءُ الّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إنّا لَنَرَيكَ فى سَفاهَة).
٢ـ اتهام دروغگويى:(وَإنّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الكاذِبينَ).[١] (اعراف/٦٦): سران كافر قوم او گفتند: ما كار تو را سفيهانه مى دانيم، به گمان ما تو از دروغگويانى.
٣ـ اتهام جنون:(إِنْ نَقُولُ إِلاّ اعْتَريكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوء).[٢] (هود/٥٤): در باره تو نمى گوييم مگر اينكه از ناحيه برخى معبودان ما، زيانى به تو رسيده است ومقصودشان اين بود كه هود، تعادل فكرى خود را از دست داده است.
اين اتهامات از نظر دور انديشان، گواه بر پاكدامنى هود است. در گذشته ياد آور شديم كه تمام مصلحان به اين نوع اتهامهاى واهى متهم مى گشتند; تهمتهايى
[١] به خاطر داريد كه قوم نوح، نيز وى را به دروغگويى متهم نمودند(هود/٢٧).
[٢] مخالفان نوح، نيز وى را متهم به جنون مى ساختند(قمر/٥٤).