منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧١
نمى ديد، چنين تصميمى مى گرفت.
در واقع متن آيه چنين است: (وَ هَمَّ بِها لَوْلا أنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ)واين كه مى گوييم تقدير آيه چنين است، به خاطر آن است كه «لولا» براى خود جواب مى طلبد وصدرِ جمله، قرينه بر اين جواب محذوف است وبا آوردن جمله (وَ هَمَّ بِها)، پيش از كلمه و«لَولا» از جواب بى نياز شديم.
ولى جمله او جز «لَهَمَّ بِها» چيزى نيست، ولى به خاطر صدر جمله، جواب محذوف شده ودر نتيجه، معناى آيه چنين است كه تصميم زليخا مطلق بوده، درحالى كه اراده يوسف معلَّق به شرط شده است وباعدم تحقق شرط، اراده نيز منتفى گشته است. به اين ترتيب دامن يوسف از هر گونه آلودگى حتّى آلودگى به مراحل اراده وتصميم پاك مانده است.
بيانى به اين نحو، در روايتى از امام رضا ـعليه السّلامـ نيز وارد شده است. حضرت در پاسخ سؤال مأمون چنين فرمود: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه ولَوْلا أنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ لَهَمَّ بِها كَما هَمَّتْ بِهِ، لكِنَّهُ كانَ مَعْصُوماً وَ المَعْصُومُ لا يَهِمُّ بِذَنْب وَلا يَأتِيهِ» [١]: همسر عزيز اراده كرد واگر يوسف برهان پروردگار خود را نديده بود او نيز تصميم مى گرفت; لكن او معصوم بود ومعصوم، نه تنها گناه نمى كند، بلكه تصميم بر آن نيز نمى گيرد.
تفسير جمله به شكلى ديگر
گاهى جمله «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَ هَمَّ بِهَا لَوْلا أَنْ رَأَى بُرْهانَ رَبِّه» به نحو ديگرى نيز تفسير مى شود وآن اينكه مقصود از «همّ» در هر دو طرف، تصميم به «زدن» بوده است، زيرا سنت كلّ در ميان عاشقان اين است كه اگر عاشقى در آستانه شكست قرار گرفت، به نوعى ـ از بدگويى زبانى گرفته تا زدن وكشتن ـ از معشوق انتقام
[١] نور الثقلين ، ج٢، ص٤١٩.