منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٨
تفسير موضوعى آيات
محور بحث در اين آيات، سه چيز است:
١ـ واكنش لوط به هنگام ورود فرشتگان به صورت جوانان زيبا.
٢ـ آگاهى قوم لوط از وجود مهمانها وايجاد فشار بر لوط.
٣ـ نصيحت لوط به قوم خود.
در باره بخش نخست ياد آور مى شويم: شايسته مقام انبيا اين است كه ازمهمان با روى گشاده وباز استقبال كنند، در حالى كه وى با چنين مهمانهاى عزيزى كه آنها را بشرى بيش نمى انديشيد، با چهره گرفته استقبال نمود وقرآن آن را با جمله هايى كه همگى حاكى از نارضايتى ميزبان است بيان مى كند:
١ـ (سيئ بهم): ناراحت شد.
٢ـ(وضاق بهم ذرعاً): قلب او گرفت.
٣ـ (هذا يوم عصيب): روز سختى است.
٤ـ (إنّكم قوم منكرون): ناشناس هستند.
پيرامون بخش دوّم ياد آور مى شويم:انتشار خبر ورود چنين مهمانانى، سبب شد كه مردم زشت كار به سوى خانه عفت وتقوا آمده وخواهان آن شدند كه مهمانان را در اختيار آنان قرار دهد; قرآن واكنش انتشار خبر را چنين نقل مى كند:
١ـ(وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إلَيْهِ وَ مِنْ قَبلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ).
«قوم او به سرعت به سوى خانه وى آمدند وازپيش نيز كارهاى زشت انجام مى دادند.»
٢ـ (وجاءَ أهْلُ المَدينَةِ يَسْتَبْشِرونَ) «اهل شهر به سوى خانه لوط حركت كردند وبه يك ديگر بشارت مى دادند.»
در باره موضوع سوّم، لوط چاره اى جز نصيحت وپند نداشت ومى گفت: مرا