منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١
پيامبران شده است، چنانكه مى فرمايد:(كَذلِكَ ما أتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُول إِلاّ قالُوا ساحِرٌ أوْ مَجْنُونٌ)(الذاريات/٥٢)
«همچنين براى امتهاى پيشين پيامبرى نيامد، مگر اينكه گفتند: او جادوگر يا ديوانه است.»
متهم ساختن پيامبر اسلام، به جنون در آيات متعددى وارد شده است وتاريخ گواهى مى دهد كه مصلحان جهان، پيوسته به يك نوع خبط دماغ وجنون متهم مى شده اند، زيرا عقل وخرد در نظر آنان، هماهنگى با افكار جامعه است، خواه درست باشد خواه نادرست. كسى كه براى دگرگونى افكار جامعه، آستين بالا زند وبا ناملايمات بسازد، از نظر آنان ديوانه است.
٢ـ اتهام به دروغگويى:(بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبينَ)(هود/٢٧)
«بلكه شماها را دروغگويان مى پنداريم» امّا چرا وبه چه دليل؟چيزى در كنار آن ذكر نمى كردند.
٣ـ اتهام به گمراهى: (قالَ المَلأُ مِنْ قَوْمِهِ إنّا لَنَراكَ فى ضَلال مُبِين)(اعراف/٦٠).
«اشراف قوم او گفتند ما تو را در گمراهى آشكار مى بينيم.»
البته نوع افراد، مخالفان خود را به ضلالت وگمراهى متهم مى كنند. امّا آنجا سخن پذيرفته مى شود كه اتهام خود را با دليل همراه سازند.
٤ـ تهمت برترى طلبى: (وَما نَرى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْل) (هود/٢٧).
«وما براى شما برترى نمى بينيم» ونيز مى گفتند:(فَقالَ المَلأُ الّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ... يُريدُ أنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ)(مؤمنون/٢٤).
«اشراف كافر قوم او گفتند:نوح مى خواهد بر شما برترى بجويد.»
تا اينجا با بخش اتهامات كه همگى جنبه معنوى وروحى دارد، آشنا شديم. اكنون وقت آن رسيده است كه اعتراضات سطحى آنان را ياد آور شويم: