منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
٩ـ (فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلام حَلِيم). (صافات/١٠١ـ١٠٢)
١٠ـ (وَبَشَّرناه بِإِسْحقَ نَبِيّاً مِنَ الصَّالِحِينَ * وَبارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحقَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ). (صافات/١١٢ـ١١٣)
١١ـ (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحقَ وَ يعْقُوبَ كُلاّ ً هَدَيْنا...). (انعام/٨٤)
١٢ـ (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ إسْحقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلاّ ً جَعَلْنا نَبيّاً). (مريم/٤٩)
١٣ـ (وَوَهَبْنا لَهُ إِسْحقَ وَ يَعْقُوبَ نَافِلَةً وكُلاّ ً جَعَلْنا صَالِحِينَ).(انبياء/٧٢)
١٤ـ (وَ وَهَبْنا لَهُ إسْحقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنا فى ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ والكِتَابَ وآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِى الدُّنْيا وَإِنَّهُ فِى الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ). (عنكبوت/٢٧)
ترجمه آيات
١ـ فرستادگان ما بر ابراهيم وارد شدند وبه او همراه با بشارت، سلام گفتند. او نيز به آنان درود گفت(وبراى پذيرايى) درنگ نكرد وگوساله اى بريان آورد.
٢ـ وقتى ابراهيم ديد كه دست آنان به سوى غذا نمى رسد (نمى خورند)نگران گرديد ودر دل بيمناك شد. ميهمانان در مقابل احساس ابراهيم گفتند: مترس ما به سوى قوم لوط اعزام شده ايم.
٣ـ (اين جمله را گفتند) وهمسر او كه ايستاده بود خنديد. ما او را به تولّد اسحاق وپس از او به تولّد يعقوب بشارت داديم.
٤ـ همسر ابراهيم گفت: واى بر من آيا من در حال پيرى فرزند مى آورم، در حالى كه همسر من نيز پيرمرد است؟ اين امر شگفت آورى است.
٥ـ فرستادگان (فرشتگان) گفتند: آيا از كار خدا تعجّب مى كنى؟ رحمت خدا وبركات او بر شما خانواده است، خدايى كه ستوده وبلند مرتبه است.