منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٠
پيامبر باشد؟!
اين دو مشكل را مى توان از طريق ديگر، حلّ كرد وآن اينكه:كلمه «اب» با كلمه «والد» در لغت عرب فرق روشنى دارد. واژه نخست، در غير پدر حقيقى نيز به كار مى رود; درحالى كه كلمه والد فقط در پدر حقيقى به كار رفته است.مانند اينكه، يعقوب از فرزندان خود پرسيد كه پس از درگذشت من چه كسى را مى پرستيد؟ يعنى آيا از خطّ توحيد منحرف مى شويد يا نه؟ در پاسخ گفتند:(قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إبْراهيمَ وَ إسْماعِيلَ وَ إسْحقَ إلهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) (بقره/١٣٣): «فرزندان يعقوب گفتند:خداى تو وخداى پدرانت ابراهيم واسماعيل واسحاق را كه همان خداى يكتاست مى پرستيم وما همگى تسليم او مى باشيم».
دراينجا مى بينيم كه فرزندان يعقوب، اسماعيل را نيز جزو پدران خود خوانده اند; در حالى كه عموى آنان بوده است. ولى اين توسعه در لفظ «والد» نيست و اين لفظ در همان معناى پدر واقعى، به كار مى رود وتمام تعبيرهاى قرآن در مورد آزر، واژه «اب» است، نه «والد» بنابراين هيچ بعيد نيست كه مراد از «اب» در اين موارد، سرپرست او باشد، مانند عمو ودايى.
چيزى كه اين مطلب را قطعى مى سازد، استغفار ابراهيم براى او در هنگام جوانى وسكونت در بابل مى باشد.وقتى وضع او روشن شد، از همان روز پيش از مهاجرت به فلسطين، با او قطع رابطه كرد وطلب آمرزش ننمود.
در حالى كه در آيه ديگر مى بينيم، ابراهيم در دوران پيرى وفرتوتى در باره والد خود دعا وطلب آمرزش مى نمايد; چنانكه مى فرمايد:
(رَبَّنَا اغْفِرْ لى وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ)(ابراهيم/٤١): «پروردگارا !من وپدر ومادرم ومؤمنان را روز برپايى حساب بيامرز».
استدلال با اين آيه در صورتى روشن مى گردد كه دو مطلب را در نظر بگيريم:
١ـ او از خدا براى پدر خود وقتى درخواست آمرزش مى كند كه قبلاً اسماعيل