منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٦
نوح در اين پاسخ ياد آور مى شود:چگونه مرا متهم به دروغگويى مى كنيد، در حالى كه من از جانب خدا با بينه ومعجزه ـ كه به روشنى ارتباط مرا با جهان غيب ثابت مى كند ـ آمده ام.درست است من بشرى مانند شما هستم، امّا اگر بشرى با رحمت ونبوت، از جانب خدا به سوى شما آمد وبراى نبوت خود، برهانى در دست داشت وشما از طريق عناد ولجاج به آن توجه نكرديد، گواه بر دروغگويى او نيست. شما بايد به دليل وبرهان او بنگريد وداورى كنيد. اگر اين راه را نپيموديد، بدانيد كه ما شما را بر ايمان نمى توانيم اجبار كنيم، زيرا ايمان يك حقيقت قلبى است وبراى خود مبادى خاصى لازم دارد وبا اجبار انجام نمى گيرد.خلاصه اتهام من به دروغگويى ودستاويز بشر بودن، گواه حقانيت شما نيست، در حالى كه گواه بر حقانيت من بيّنه ومعجزه من است. اگر راست مى گوييد در باره آن اظهار نظر كنيد.
ودر آيه ديگر مى فرمايد: (أوَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجل مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلّكُمْ تُرْحَمُونَ). (اعراف/٦٣) «آيا در شگفتيد از اينكه بيانى از پروردگارتان بر مردى از شما فرود آمده است تا شما را بيم دهد وپرهيزگار شويد و مشمول رحمت خدا گرديد. يعنى بشر بودن نه تنها با پيامبرى منافات ندارد،بلكه از شرايط آن مى باشد وشايد جمله (رجل منكم) ناظر به همين مطلب است.
ب:در ردّ خصوص اتهام به ضلالت مى فرمايد: (قالَ يا قَومِ لَيْسَ بى ضَلالَةٌ وَ لكنّى رَسُولٌ مِنْ رَبِّ العالَمين * أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبّى وَ أنْصَحُ لَكُمْ وَ أعْلَمُ مِنَ اللّهِ ما لاتَعْلَمُونَ).(اعراف/٦١) «اى قوم ضلالت وگمراهى در من نيست، من پيام آورى از سوى پروردگار جهانيانم، پيامهاى او را به شما مى رسانم وشما را پند مى دهم واز جانب خدا مى دانم آنچه را شما نمى دانيد.»
تا اينجا با پاسخ نوح در ردّ اتهام دروغگويى و گمراهى، ونقد اعتراض به بشر