منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٥
(انعام/٨١): «چگونه من از آنچه شريك خدا قرار داديد بترسم ولى شما از اينكه براى خدا شريك قرار داديد، شريكى كه براى آن دليل وبرهان از طرف خدا فرود نيامده است، نمى ترسيد؟ كدام يك از ما دو گروه شايسته آرامش است،اگر داناييد».
از مجموع اين دو آيه استفاده مى شود كه قوم ابراهيم او را به خشم وغضب خدايان خود تهديد كردند. ابراهيم در مقام پاسخ مى گويد: جريان بايد معكوس باشد، شما بايد بترسيد نه من، امّا من نبايد بترسم زيرا آنچه را كه شما از آنها مى پرستيد،مخلوق بى جان وروح خدا هستند وهرگز شر وآفتى از آنها نسبت به من نمى رسد، امّا شما بايد بترسيد، زيرا مخلوقى را كه هيچ گونه دليلى بر سلطه وقدرت او نيست شريك خدا قرار داده، آنگاه به پرستش او روى آورده ايد.
سرانجام نتيجه گيرى كرده، مى گويد:(الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْم أُولئِكَ لَهُمُ الأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ)(انعام/٨٢): «آنان كه ايمان آورده وآن را با ظلم (شرك) نيالوده، داراى آرامش مى باشند.» اينكه قرآن در اين مورد از ماده «لبس» (ولم يلبسوا) كمك گرفته، براى اين است كه خداجويى وخدا پرستى جزو فطرت انسان است وشرك ودوگانه پرستى عارضه اى است كه از روى جهل روى آن را مى پوشاند ولى به اساس آن لطمه اى وارد نمى كند، از اين رو به واسطه تعليم پيامبران وديگر راهنمايان وبا زدودن اين پوشش، سيماى واقعى خود را نشان مى دهد.
١٢ـ قرآن در پايان آيات علم ودانش ابراهيم را مايه برترى او بر ديگران دانسته، مى فرمايد:(وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إبْراهيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجات مَنْ نَشاءُ إنّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ) (انعام/٨٣): «اين برهان وحجت ما بود كه به ابراهيم آموختيم تا با قوم خود احتجاج نمايد، درجات هر كس را بخواهيم بالا مى بريم، پروردگار تو حكيم وداناست(يعنى ترفيع درجه روى ملاك وشايستگى انجام مى يذيرد)».