منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦
كردن همسر عزيز، پيوسته در باره عشق او سخن مى گفتند ومى افزودند كه در شأن همسر عزيز نيست كه عاشق غلام كنعانى شود. غلامى كه آن را از بازار خريده وبه درون خانه آورده است. اصولاً بايد مردان به سوى زنان كشيده شوند وزن، عظمت وبزرگى و شخصيت خود را بايد حفظ كند.
سخنان به ظاهر آراسته آنان كه به گوش همسر عزيز رسيد، خواست عذر خود را دراين عشق براى آنها روشن سازد و به آنان تفهيم كند كه اگر آنها هم در شرايط وى بودند، دلداده اين جوان مى شدند وچون از واقع خبر ندارند، زبان به ملامت اوگشوده واو را سرزنش مى كنند پس چه بهتر كارى صورت دهد كه آنها نيز در برابر اين جوان ماهرو ودلفريب، قرار گيرند وبى اختيار عشق خود را به اين جوان ابراز دارند.
به اين منظور مجلسى آراست وزنان اشراف را دعوت كرد وبراى هريك جايگاه خاصى معيّن كرده وتكيه گاهى [١]قرار داد كه به آزادى وراحتى بر آن تكيه زنند وبراى همگان ميوه اى تهيه كرده وبراى استفاده از آن، به دست هر يك از آنان كاردى داد.
زنان اشراف كه براى چنين مجلسى از طرف همسر عزيز دعوت شده اند، طبعاً با آرايشهاى فوق العاده در اين مجلس حاضرمى شوند، گذشته از اينكه زنان اين گونه خانواده ها، زنان برگزيده اى مى باشند كه از جمال وزيبايى بهره بالايى دارند، آنان همانگونه كه تشريح شد، وارد خانه همسر عزيز شدند وهر كدام درجايگاه خود قرار گرفتند و به سخن گفتن با يك ديگر پرداختند. درحالى كه آنها مشغول استفاده و خوردن ميوه بودند، ناگهان همسر عزيز به يوسف كه در اتاق مجاور اين مجلس بود، گفت:«از اتاق بيرون بيا» يوسف كه به عنوان غلام چاره اى
[١] تعبير قرآن لفظ «مُتَّكئاً» است امّا بعيد نيست كه مقصود از آن، اريكه وبه اصطلاح ما «صندلى» باشد كه بر آن تكيه مى كردند.قرآن در مواردى از چنين اريكه وسريرها با تكيه دادن بر آنها ياد كرده ومى فرمايد:(عَلَى الأرائِكِ مُتَّكِئُونَ) (يس/٥٦):برجايگاهها تكيه مى زنند.