منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٩
ب ـ عصمت ولغزش آدم
در سوره بقره در بيان كيفيت عمل آدم و حوّا جمله (فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ) وارد شده است، ممكن است گفته شود كه عصمت با لغزش چگونه سازگار است؟
پاسخ اينكه همان گونه كه مخالفت با نهى مولوى، لغزش حساب مى شود، مخالفت با نصيحتِ ناصح نيز، لغزش قلمداد مى گردد.
ج ـ عصمت وجمله (ظَلَمْنا أنْفُسَنا ) (اعراف/٢٣)
اين گفتار آدم و حوّا به هنگام ندامت نيز، دستاويز مخالفان عصمت شده ومى گويند: او چگونه معصوم بود با اينكه اعتراف به ظلم كرده است؟ پاسخ اين است كه واژه ظلم، در لغت عرب به معناى تجاوز از حد وقرار دادن چيزى، در غير محل خود[١] است وكار آدم (هر نوع تفسير كنيم) يك نوع تجاوز از حد وكار بى مورد بوده است و اين غير از آن است كه بگوييم: آدم قانون الهى را شكست ودر زمره گنهكاران در آمد. از اين بيان مى توان به مفاد جمله (فَتَكُونا مِنَ الظالِمينَ)نيز كه در سوره بقره آيه ٣٥ آمده است پى برد. آرى در اصطلاح امروز ظالم وستمگر، فرد قانون شكنى است كه به حدود الهى تجاوز كرده ويا حقوق ديگران را، پايمال نموده است. آياتى كه به نكوهش از ظالم مى پردازد، اين نوع از ظالمها را مطرح ساخته اند، اگر چه «ظلم» در لغت عرب مخصوص اين نوع نيست چه آنكه شاعر عرب زبان، فرزند حاتم طائى، سخاوتمند معروف عرب را چنين تعريف مى كند:
وبأبه اقتدى عديّ فى الكرم *** ومن يشابه أبــه فمـا ظلم
«عدى به پدر خويش (حاتم) اقتدا نموده است وهر كس شبيه پدر خود باشد، ستم نكرده است.» مقصود اين است كه آفرينش او كاملاً آفرينش مطلوب بوده وكار بى جايى نكرده است.
[١] لسان العرب: ماده ظلم.