منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦
تشريح آنها پرداخته وبه آنها اهميّت بخشيده اند، وآنان كه همّت خود را تنها به تفسير قصص گمارده اند، كتابهاى مستقلى در باره مجموع قصص قرآن، يا برخى از آنها نگاشته اند. اگر اين نوع نگارشها را در جايى گرد آوريم، كتابخانه عظيمى را تشكيل مى دهد وكافى است در اين مورد به فهارس كتابخانه ها ويا به كتاب «كشف الظنون» چلبى و «الذريعة» تهرانى، مراجعه كنيم. دوست گرامى ونويسنده عزيز جناب آقاى عرفانيان كه كتاب «قصص الأنبياء» قطب الدين راوندى (ت٥٧٣هـ) را تحقيق كرده اند، در مقدمه آن ١٧٤ كتاب را نام مى برد كه پيرامون قصص قرآن، نگارش يافته وشمار كمى از آنها، به زيور طبع آراسته گرديده است اما بيشتر آنها به صورت خطى باقى مانده ويا حوادث زمان، آنها را نابود ساخته است.
توجّه به نگارش داستانهاى قرآن به صورت مستقل، گواه بر آن است كه تفسير قرآن به صورت موضوعى، در دايره محدود(قصص قرآن) سابقه ممتدى داشته است، واحياناً اين شيوه از تفسير، در قالب آيات احكام تجلى مى كرد، هر چند توجه وعنايت بيشتر، به تفسيرِ ترتيبى بوده است.
١ ـ موضوعات قصص
براى آشنايى با قصص قرآن، بايد پيرامون خصوصيات آن به تدريج سخن گفت كه يكى از آنها تبيين موضوع داستانهاى قرآن است. قصص قرآن غالباً بر محور «سرگذشت پيامبران واقوام معاصر آنها» دور مى زند، بر خلاف وقايع نگاران وداستانسرايان كه محور سخن آنان را پادشاهان وفرمانروايان وكشور گشايى آنان تشكيل ميدهد، محور بحثهاى قرآن در مورد قصص، زندگى پيامبران وكيفيت دعوت وواكنش مثبت ومنفى اقوام آنهاست واگر احياناً به تبيين زندگى جباران، ستمگران ومستكبران اشاره مى كند، به خاطر درگيرى پيامبران الهى با اين گروه است.