منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
تفسير موضوعى آيات
يوسف ساليانى چند، در زندان به سر مى برد وهرچند قرآن از كارهاى وى در اين مدت چيزى بازگو نمى كند وطبعاً به وظيفه وجدانى وعقلى خود عمل مى كرد تا اينكه ناگهان روزنه اميدى براى خروج او از زندان باز شد.
پادشاه مملكت كه مدير كشور بود، خواب عجيبى ديد. از آنجا كه قرآن در نقل خواب از زبان او، كلمه«أرى» را به كار برده، معلوم مى شود كه شاه مكرراً آن خواب را ديده واين خواب براى او ايجاد وحشت كرده بود. صورت خواب اين است كه هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را مى خورند، در حالى كه بايد كار برعكس باشد وزورمندان بيچارگان را نابود كنند وهفت خوشه سبز در كنار چند خوشه خشك. شايد او از ديدن اين خواب، آينده تاريكى را براى نظام خود وخاندانش ترسيم كرده بود. با خود انديشيد چه بهتر كه واقعه را قبل از وقوع، علاج كنيم. او خواب خود را براى بزرگانى كه در دربار بودند وقرآن از آنها به لفظ «ملأ» تعبير مى كند، گفت. قرآن در اين مورد از ماده «فتوى» كمك گرفته يعنى ملك استفتاء كرد كه حواشى استفتاى او را پاسخ گويند و«فتوى» در لغت عرب به معناى بيان حكم حادثه است[١] گويى مى خواهد، علاوه بر كشف واقعيت خواب،وظيفه را نيز بداند; چنانكه مى فرمايد: (وَقَالَ الْمَلِكُ إِنَّى أَرَى سَبْعَ بَقَرات سِمان يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلات خُضْر وَ أُخَرَ يابِسات يا أيُّهَا المَلأُ أَفْتُونى فِى رُؤْياىَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤيا تَعْبُرُونَ).
آيه فوق شمار خوشه هاى سبز را هفت عدد بيان مى كند ومى گويد:(وَسَبْعَ سُنْبُلات خُضْر) ولى در باره تعداد خوشه هاى خشك چيزى بيان نمى كند وهمين قدر مى گويد:(وَ أُخَرَ يَابِسات) گرچه ممكن است كلمه «أُخر» مفيد اين باشد كه
[١] مجمع البيان، ج٣، ص٢٣٨.