منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٩
اين فرضيه صحيح باشد يا فرضيه ديگر، يوسف صريحاً به آنها گفت: شما دفعه ديگر برادر خود را بياوريد، زيرا مشاهده مى كنيد كه من حقّ پيمانه را ادا مى كنم وشما را گرامى مى دارم; چنانكه مى فرمايد: (وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجِهازِهِمْ[١] قَالَ ائْتُونِى بِأَخ لَكُمْ مِنْ أَبيكُمْ أَلا تَرَوْنَ أَنّى أُوفِى الْكَيْلَ وَ أَنَا خَيْرُ المُنْزِلينَ). يعنى به هنگام بستن بارها اين پيام را به آنها داده وبراى اينكه اين كار صورت بگيرد، سه چيز را تذكر داد وكارى را نيز انجام داد.
١ـ (أَلا تَرَوْنَ أَنِّى أُوفِى الْكَيْلَ): (حق پيمانه را ادا مى كنم) كم نمى دهم.
٢ـ (وَأَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلينَ):(ميزبان خوبى هستم).
٣ـ (فَإنْ لَمْ تَأْتُونى بِهِ فَلاكَيْلَ لَكُمْ عِنْدى وَلاتَقْرَبُونِ).(اگر او را نياوريد، بار گندمى براى شما نيست وديگر نزديك من نشويد); بنا به تصريح خود قرآن[٢] گفت:اگر او را بياوريد بار شترى نيز اضافه به شما مى دهم.
برادران يوسف بى آنكه او را بشناسند، به او قول دادند كه اين برادر را از پدر مى طلبيم; چنانكه مى فرمايد:(قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباه) (مراوده در اين جا) به معناى طلب پى در پى وبا حيله ولطف است; يعنى: به هر قيمتى شده ما اين كار را انجام مى دهيم.
٤ـ كارى كه يوسف انجام داد، اين بود كه به فروشندگان دستور داد بهايى را كه كنعانيان براى غلّه پرداخته بودند، در ميان بارهايشان بگذارند تا پس از بازگشت به كنعان، آن را شناخته وبدانند، اين همان پولى است كه بابت طعام داده بودند واز اين طريق به جوانمردى فرمانرواى مصر پى ببرند و نيز با برادر خود به مصر بيايند; چنانكه مى فرمايد: (وَقالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضَاعََتَهُمْ فِى رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ).
[١] جهاز در لغت عرب،به معنى متاع وكالاست،همچنان كه جهز به معنى حمل بار بر مركب است.
[٢] (ونزداد كيل بعير). ( آيه٦٥).