منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٠
مانع از آن است كه ضمير در «إنّه» به لفظ جلاله بر گردد، بلكه به همسر آن زن بر مى گرددواگر او را «ربّ» خود مى خواند، براى اين است كه «ربّ» به معناى «صاحب» است ودر لغت عرب به معناى صاحب، زياد به كار مى رود و مى گويند:«رَبٌّ البَيتِ» و «رَبُّ الضِيعَةِ» وحتى خود يوسف كلمه «ربّ» را در مورد پادشاه مصر به كار مى برد، آنجا كه مى فرمايد:(أُذْكُرْنى عِنْدَ رَبِّكَ)(يوسف/٤٢) ودر آيه ديگر مى فرمايد:(ارْجِعْ إلى رَبِّكَ) (يوسف/٥٠).
نجات يوسف از اين دام
قرآن نجات يوسف را از اين دام گسترده، ضمن دو آيه بيان كرده، در آيه نخست مرحله فكرى هر دو حريف ودر آيه دوّم مرحله عملى را روشن مى سازد.
در باره مرحله نخست، عبارت چنين است:
(وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا المُخْلَصِينَ).
«هَمّ» در زبان عرب به معناى عزم واراده است. اكنون بايد ديد متعلَّق اراده چه بوده است؟
در اينجا دو احتمال وجود دارد:
١ـ متعلَّق اراده در هر دو طرف عمل جنسى باشد; با اين تفاوت كه همسر عزيز تصميم به اين كار گرفت وتا آخر هم بر تصميم خود باقى ماند، ولى موفق نشد; امّا از جانب يوسف، تصميم شأنى وتعليقى بود وآن اينكه اگر برهان پروردگار خود را نمى ديد، تصميم به اين كار مى گرفت وچون برهان پروردگارش را ديد، چنين تصميمى نگرفت.در اين صورت تقدير آيه چنين مى شود:
الف: (وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ):همسر عزيز تصميم بر كار زشت گرفت;
ب:« ولَوْلا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ لَهَمَّ بِها »:يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را