منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
٧ـ آموزش «اسماء» به آدم، از دو راه امكان پذير بود:
الف: مسمّيات را به نوعى در عالم تعليم احضار نموده آنگاه الفاظ واسامى آنها را تعيين نمايد، يعنى از طريق مشاهده مسمّيات، اسامى آنها معيّن شود.
ب: با بيان خواص وآثار اشياء، بدون ارائه مسمّيات، اسامى آنها راتعيين نمايد وياد آور شود كه اين لفظ، از آن موجودى است كه داراى چنين ويژگى است.
اين دو نوع آموزش، در بدو نظر در باره آدم محتمل است، امّا به حكم ضماير سه گانه در جمله هاى:(عَرَضَهُمْ)، (أنْبِئْهُمْ بِأسْمائِهِمْ)، (فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ) ونيز به حكم اسم اشاره (هؤُلاءِ) در جمله (بِأَسْماءِ هؤُلاءِ) بايد گفت: به هنگام آموزش، مسمّيات حاضر بوده. ولى چون مقام، مقام تفضيل آدم است، نه تنها آدم را از اسماء مسمّيات آگاه ساخت، بلكه از خصوصيات وجودى وآثار ويژه آنها نيز، او را مطلّع كرد وبه عقيده برخى، از اين طريق، آدم بر فرشتگان برترى يافت.
٨ـ مسلّماً اين آيات سه گانه، بيانگر شايستگى آدم براى خلافت مى باشد وبا توجّه به اين اصل،بايد آنها را تفسير كرد وبه عبارت ديگر، بايد در جستجوى وجود يك شايستگى وامتياز، در آدم باشيم كه فرشتگان، فاقد آن باشند.
در اينجا دو نوع امتياز، مى توان براى آدم، تصوّر كرد كه ملائكه، فاقد آن بودند وهر يك از اين دو نوع امتياز، مبناى دو تفسير است كه در تفاسير با آن روبرو هستيم:
الف:امتياز، قائم به خود آدم ومسمّياتى بود كه بر ملائكه ارائه گرديد.
ب: امتياز، مربوط به شخص حضرت آدم بود (امتياز علمى).
وهر يك از اين دو امتياز، مى تواند مبناى تفسير آيه به شمار آيدكه به اين شرح است: